لغت نامه دهخدا
نقدخر. [ ن َ خ َ ] ( نف مرکب ) که جنسی را نقداً بخرد و قیمت آن را فی الحال بپردازد. مقابل نسیه خر و نسیه بر:
هزار زخم به دانگی است نرخ گردن تو
به نسیه می دهی آن را که نقدخر نبود.سوزنی.
نقدخر. [ ن َ خ َ ] ( نف مرکب ) که جنسی را نقداً بخرد و قیمت آن را فی الحال بپردازد. مقابل نسیه خر و نسیه بر:
هزار زخم به دانگی است نرخ گردن تو
به نسیه می دهی آن را که نقدخر نبود.سوزنی.