نقاره کوفتن
مترادفها
طبل زدن، نواختن
لغت نامه دهخدا
نقاره کوفتن. [ ن َ / ن َق ْ قا رَ / رِ ت َ ] ( مص مرکب ) نقاره زدن. نقاره نواختن. نوبت زدن.
- نقاره بی باکی کوفتن؛ بر طبل بی عاری زدن:
ای کوفته نقاره بی باکی
فربه شده به جسم و به جان لاغر.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
نقاره زدن. نقاره نواختن. نوبت زدن.
جمله سازی با نقاره کوفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در گذشتههای دور، زمانی که پادشاهان پیروز میشدند، در تمام شهرها نقاره کوفتن و جشن و پایکوبی برپا میشد تا شادی خود را به همه اعلام کنند.
💡 در مراسمهای سنتی و رسمی، استفاده از سازهای کوبهای و نقاره کوفتن برای اعلام شروع یک جشن بزرگ بسیار رایج و مرسوم است.
💡 او با شنیدن صدای نقاره کوفتن در دوردست، متوجه شد که مراسم عروسی در دهکده همسایه در حال برگزاری است و شور و نشاط دارد.