نفس گشادن
«نفس گشادن» یک اصطلاح در زبان فارسی است که به معنای آغاز سخن گفتن و شروع به کلام کردن به کار میرود و بیشتر در متون ادبی و کهن دیده میشود. این ترکیب از دو بخش «نفس» به معنای دم و بازدم یا توان گفتار، و «گشادن» به معنای باز کردن تشکیل شده و در مجموع اشاره به باز شدن زبان برای بیان سخن دارد. هنگامی که گفته میشود کسی «نفس گشود»، یعنی سکوت را شکست و شروع به حرف زدن کرد یا مطلبی را بیان نمود. این تعبیر اغلب در موقعیتهایی استفاده میشود که پیش از آن، فرد خاموش بوده یا درنگ داشته و سپس به سخن آمده است. «نفس گشادن» میتواند بار معنایی ادبی و رسمی داشته باشد و در روایتها، داستانها و متون کلاسیک برای توصیف لحظه آغاز گفتار به کار رود. این اصطلاح گاهی نیز به معنای بیان حقیقت، اظهار نظر یا ابراز احساسات درونی استفاده میشود و نشاندهنده انتقال اندیشه از درون به بیرون است. در کاربردهای ادبی، «نفس گشادن» حالتی شاعرانه دارد و میتواند آغاز گفتوگویی مهم یا سخنی تأثیرگذار را نشان دهد. این ترکیب علاوه بر معنای ساده سخن گفتن، به نوعی بیانگر آمادگی ذهنی و ارادی برای ورود به گفتار نیز هست. در برخی موارد، استفاده از این اصطلاح نشاندهنده اهمیت یا حساسیت موضوعی است که فرد قصد بیان آن را دارد. به طور کلی، «نفس گشادن» تعبیری زیبا و ادبی برای شروع سخن گفتن است که در متون فارسی برای بیان لحظه آغاز کلام با لطافت و تأکید بیشتری به کار میرود.
مترادفها
آرام شدن، آسوده شدن
لغت نامه دهخدا
نفس گشادن. [ ن َ ف َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کلام کردن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). سخن گفتن.
فرهنگ فارسی
کلام کردن. سخن گفتن.
جمله سازی با نفس گشادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از اتمام آن پروژه بسیار سنگین و پرفشار، بالاخره توانستیم کمی استراحت کرده و برای مدتی کوتاه نفس گشادن و آرام شدن را تجربه کنیم.
💡 معلم از ما خواست که لحظهای سکوت کنیم تا پس از این بحث طولانی، همگی بتوانیم کمی نفس گشادن و تمرکز کنیم.
💡 او پس از پایان آن جلسه بسیار طولانی و خستهکننده، با باز کردن پنجره سعی کرد کمی نفس گشادن و آرام شدن را تجربه کند.