لغت نامه دهخدا
نبیث. [ ن َ ] ( ع ص ) خبیث نبیث؛ مردخبیث بد. ( منتهی الارب ). خبیث شریر. ( ناظم الاطباء ). شریر. و در لسان آرد: خبیث نبیث ینبث شره؛ ای یخرجه.( اقرب الموارد ). || ( اِ ) خاکی که از چاه برآورند. ( از معجم متن اللغة ). رجوع به نبیثة شود.
نبیث. [ ن َ ] ( ع ص ) خبیث نبیث؛ مردخبیث بد. ( منتهی الارب ). خبیث شریر. ( ناظم الاطباء ). شریر. و در لسان آرد: خبیث نبیث ینبث شره؛ ای یخرجه.( اقرب الموارد ). || ( اِ ) خاکی که از چاه برآورند. ( از معجم متن اللغة ). رجوع به نبیثة شود.