لغت نامه دهخدا
نایژه گشادن. [ ژَ / ژِ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) جاری کردن. روان ساختن. رجوع به نایژه شود:
چون طلب شه ره گریزش بربست
نایژه بگشاد حوض رنگ رزان را.بوالفرج رونی.تا بر دهن خشک جهان نایژه بگشاد
وز بیخ بزد شعله نار حدثان را.انوری.ابر عدل تو نایژه بگشاد
گرد تشویش در جهان بنشست.انوری.تنم ز خون جگر گشته بود مالامال
اگر نه نایژه خون ز دیده بگشادی.کمال اسماعیل.