«ناکشتن» واژهای فارسی است که بهمعنای کشت نکردن، زراعت ننمودن و زمین را بیکشت رها کردن به کار میرود. این واژه معمولاً زمانی استفاده میشود که زمینی، بنا به دلیلهای گوناگون، آماده کاشت نشده یا کشاورز تصمیم گرفته است آن را در یک فصل زراعی بلااستفاده بگذارد. «ناکشتن» میتواند ناشی از کمبود آب، نداشتن بذر مناسب، صرفه اقتصادی نداشتن یا ضرورت استراحت دادن به خاک باشد. در زبان کشاورزی، این حالت گاهی بهعنوان بخشی از شیوههای بهبود کیفیت خاک نیز شناخته میشود. این کلمه علاوه بر معنای عملی، در نوشتار توصیفی نیز بهکار میرود تا وضعیتی را نشان دهد که کار یا فعالیتی در زمینه کشاورزی به انجام نرسیده است. از نظر ساختار، «ناکشتن» با پیشوند «ناـ» مفهوم منفی یا عدم انجام عمل را میرساند. در کل، این کلمه بیانگر وضعیتی است که در آن فرآیند کاشت و زراعت صورت نگرفته است.
ناکشتن
لغت نامه دهخدا
ناکشتن. [ ک ِ ت َ ] ( مص منفی ) ناکاشتن. نکشتن. ناکاریدن. زراعت نکردن. مقابل کشتن.
ناکشتن. [ ک ُ ت َ] ( مص منفی ) نکشتن. به قتل نارساندن. مقابل کشتن.