لغت نامه دهخدا
نامعول. [ م ُ ع َوْ وَ ] ( ص مرکب ) بی پایه. سست. نااستوار. غیرقابل اعتماد. بی اعتبار: همچنان بر قاعده اول است و زهد و صلاحش نامعول. ( گلستان ).
نامعول. [ م ُ ع َوْ وَ ] ( ص مرکب ) بی پایه. سست. نااستوار. غیرقابل اعتماد. بی اعتبار: همچنان بر قاعده اول است و زهد و صلاحش نامعول. ( گلستان ).
بی اعتبارنااستوارغیرقابل اعتماد: [همچنان برقاعده اول است وزهدوصلاحش نامعول ] مقابل معول.