نامعصومی

متضادها

معصوم

لغت نامه دهخدا

نامعصومی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) معصوم و بی گناه نبودن. از لغزش و خطا مصون و برکنار نماندن. مقابل معصومی. رجوع به معصومی و معصومیت شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران