نامستحسن

مترادف‌ها

ناپسند

متضادها

مستحسن

لغت نامه دهخدا

نامستحسن. [ م ُ ت َ س َ ] ( ص مرکب ) ناشایسته. مذموم. ناپسند. ( ناظم الاطباء ). ناخوب. ناپسندیده. مکروه. ذمیمه. || بدشکل. قبیح. زشت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - ناشایسته ناپسند. ۲ - زشت قبیح مقابل مستحسن.

جمله سازی با نامستحسن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در بررسی‌های حقوقی، برخی از اقدامات انجام شده توسط مدیر اجرایی، از نظر رعایت موازین اخلاقی، اصلاً نامستحسن و غیرقابل قبول تشخیص داده شد.

💡 تصمیم‌گیری‌های عجولانه در زمان بحران‌های اقتصادی، از نظر کارشناسان مالی، امری نامستحسن است که می‌تواند ثبات بازار را به شدت متزلزل کند.

💡 برخورد تند و بی‌ملاحظه با کارمندان قدیمی، اقدامی نامستحسن در مدیریت منابع انسانی است که روحیه تیمی را در سازمان از بین می‌برد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران