نامرموز

مترادف‌ها

آشکار، واضح

متضادها

مرموز

لغت نامه دهخدا

نامرموز. [ م َرْ ] ( ص مرکب ) آشکار. صریح. باز. روشن. غیرمبهم. که مرموز و پیچیده و مستتر نیست.

جمله سازی با نامرموز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گزارش‌های منتشر شده توسط کارشناسان، با ارائه جزئیات دقیق، موضوع پیچیده این پرونده قضایی را برای عموم مردم کاملاً نامرموز و روشن کرد.

💡 او با لحنی کاملاً نامرموز و بدون هیچ ابهامی، تمام جزئیات مربوط به برنامه جدید شرکت را در جلسه صبحگاهی برای کارکنان توضیح داد.

💡 برخلاف تصور اولیه که موضوع بسیار پیچیده به نظر می‌رسید، تحلیل نهایی نشان داد که علت اصلی بروز مشکل بسیار ساده و نامرموز است.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران