نامتوقع
مترادفها
غیرمنتظره، غیرقابل پیشبینی
متضادها
متوقع، پیشبینیشده
لغت نامه دهخدا
نامتوقع. [ م ُت َ وَق ْ ق ِ ] ( ص مرکب ) بدون توقع و انتظار. آنکه توقع ندارد. || بدون امید. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با نامتوقع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقوع یک حادثه نامتوقع در میانه سفر، باعث شد تمام برنامههای ریخته شده برای رسیدن به مقصد در زمان مقرر به کلی تغییر کند.
💡 برخلاف پیشبینیهای دقیق کارشناسان، تغییرات نامتوقع در قیمت جهانی نفت منجر به نوسانات شدید در بازارهای مالی و ایجاد نگرانی در میان سرمایهگذاران شد.
💡 او با یک تصمیم نامتوقع و غافلگیرکننده، تمام انتظارات خانواده خود را در مورد آینده شغلیاش به هم زد و مسیر متفاوتی را انتخاب کرد.