نافروختن
مترادفها
نفروختن
متضادها
فروختن
لغت نامه دهخدا
نافروختن. [ ف ُ ت َ ] ( مص منفی ) نفروختن. مقابل فروختن. رجوع به فروختن شود. || ناافروختن. مقابل افروختن.
نفروختن
فروختن
نافروختن. [ ف ُ ت َ ] ( مص منفی ) نفروختن. مقابل فروختن. رجوع به فروختن شود. || ناافروختن. مقابل افروختن.