نافخه

مترادف‌ها

تورم، ورم، پف، باد

لغت نامه دهخدا

( نافخة ) نافخة. [ف ِ خ َ ] ( ع ص ) تأنیث نافخ. رجوع به نافخ شود. || باددار. نفخ آور: و یجب أن یترک [ المفتوق ] الاغذیة النافخة. ( قانون بوعلی سینا )؛ صاحب فتق باید که از غذاهای باددار و نافخة بپرهیزد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث نافخ.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران