منفخه

لغت نامه دهخدا

منفخه. [ م ِ ف َ خ َ / خ ِ ] ( از ع، اِ ) منفخ. دم. دم آهنگران. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || آلتی کاواک که بوسیله آن دارویی یا غباری یا مایعی را در گلو و بینی و گوش و مانند آن دمند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): لهات را چون فرودآمده باشد باز جای برد [ نوشادر ] چون به منفخه اندردمند. ( الابنیه فی حقایق الادویه ) ( یادداشت ایضاً ).

خلود یعنی چه؟
خلود یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
یوسف صانعی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز