ناشکافتنی
مترادفها
برشناپذیر، نفوذناپذیر
متضادها
شکافتنی
لغت نامه دهخدا
ناشکافتنی. [ ش ِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که ازدر شکافتن نیست. که آن را نتوان شکافت. که شکاف پذیر نباشد. مقابل شکافتنی.
جمله سازی با ناشکافتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پیوند میان این دو دوست قدیمی چنان عمیق و ناشکافتنی است که هیچ حادثه یا اختلاف نظر بزرگی نمیتواند باعث جدایی دائمی و همیشگی آنها از یکدیگر شود.
💡 در متون کهن، از اتحاد ملتها به عنوان یک قدرت ناشکافتنی یاد شده است که میتواند هر دشمن قدرتمندی را در برابر خود متوقف کرده و شکست دهد.
💡 آن عهد و پیمانی که میان دو ملت بسته شده بود، بسیار ناشکافتنی و محکم بود و هیچ قدرتی در جهان نمیتوانست آن را در هم بشکند.