نارستن
نارستن واژهای است که به معانی مختلفی به کار میرود. معانی آن به شرح زیر است:
نرستن یا نروئیدن: در این معنا، نارستن به معنای رشد نکردن یا نروئیدن است. این معنا به گیاهان یا موجودات زندهای اشاره دارد که به دلایل مختلف نمیتوانند به رشد و نمو طبیعی خود ادامه دهند.
نیارستن یا نتوانستن: در این معنا، نارستن به معنای نتوانستن یا جرات نکردن به کار میرود. به عبارت دیگر، این واژه به حالتی اشاره دارد که فرد قادر به انجام کاری نیست یا جرات انجام آن را ندارد.
نرستن یا نجات نیافتن: در این معنا، نارستن به معنای نجات نیافتن یا خلاص نشدن از موقعیتی دشوار یا خطرناک است. این واژه به حالتی اشاره دارد که فرد یا موجودی در شرایط بحرانی نمیتواند خود را نجات دهد.
مترادفها
نارس، ناپخته، ناتمام
متضادها
رسیده، پخته
لغت نامه دهخدا
نارستن. [ رَ ت َ ] ( مص منفی ) نرستن. مقابل رستن، به معنی رهیدن و نجات یافتن. رجوع به رستن شود.
نارستن. [ رِ ت َ ] ( مص منفی ) نیارستن. نتوانستن. جرات نکردن.
نارستن. [ رُ ت َ ] ( مص منفی ) نرستن. نروئیدن. مقابل رستن، به معنی سبز شدن و روئیدن. رجوع به رستن شود.