میلدار

لغت نامه دهخدا

میلدار. ( نف مرکب ) دارای میل. || دارای خطوط موازی طولانی یا برجستگی های موازی در پارچه.
میلدار. ( اِخ ) از کوههای شمال قزوین نزدیک امامزاده باراجین.