لغت نامه دهخدا
میدخ. [ دَ ] ( اِ ) اسب سرخان. ( ناظم الاطباء ). در برخی فرهنگهابه معنی اسب بوزه است یعنی نیله مایل به سفیدی. ( از شعوری ج 2 ورق 362 ). || اسب سرکش. ( ناظم الاطباء ). اسب سرکش و حرون. ( از شعوری ج 2 ورق 362 ).
میدخ. [ دَ ] ( اِ ) اسب سرخان. ( ناظم الاطباء ). در برخی فرهنگهابه معنی اسب بوزه است یعنی نیله مایل به سفیدی. ( از شعوری ج 2 ورق 362 ). || اسب سرکش. ( ناظم الاطباء ). اسب سرکش و حرون. ( از شعوری ج 2 ورق 362 ).