مکثیر
مترادفها
بسیار، فراوان، پرمقدار
متضادها
اندک، کم، معدود
لغت نامه دهخدا
مکثیر. [ م ِ ]( ع ص ) مرد بسیارسخن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مرد پرگو و بسیارسخن. ( ناظم الاطباء ).
بسیار، فراوان، پرمقدار
اندک، کم، معدود
مکثیر. [ م ِ ]( ع ص ) مرد بسیارسخن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). مرد پرگو و بسیارسخن. ( ناظم الاطباء ).