لغت نامه دهخدا
( مکاتعة ) مکاتعة. [ م ُ ت َ ع َ ] ( ع مص ) کاتعه اﷲ مکاتعة؛ از نیکی دور گرداند او را خدای و بکشد آن را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء )؛ خدا او را بکشد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مکاتلة شود.
( مکاتعة ) مکاتعة. [ م ُ ت َ ع َ ] ( ع مص ) کاتعه اﷲ مکاتعة؛ از نیکی دور گرداند او را خدای و بکشد آن را. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء )؛ خدا او را بکشد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مکاتلة شود.