موندنی
مترادفها
ماندنی، مانا، پایا
متضادها
فانی، زودگذر، ناپایدار، موقت
لغت نامه دهخدا
موندنی. [ مُن ْ دُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان عقیلی بخش عقیلی شهرستان شوشتر، واقع در 5هزارگزی جنوب خاوری سماله با 500 تن سکنه. آب آن از شعبه رود کارون و راه آن مالرو است. ساکنان از طایفه بختیاری هستند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
جمله سازی با موندنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آثار هنری و ادبی که با عشق و دقت خلق شدهاند، همواره در ذهن مخاطبان جای میگیرند و به عنوان تجربهای موندنی در حافظه باقی میمانند.
💡 او تلاش کرد تا با فعالیتهای اجتماعی خود، تأثیری موندنی بر روی نسلهای آینده بگذارد و الگویی برای بهبود وضعیت رفاه جامعه باشد.
💡 آن سخنرانی بسیار تاثیرگذار و موندنی، باعث شد تا بسیاری از حاضران در سالها بعد همچنان درباره پیامهای اخلاقی آن صحبت کنند.