لغت نامه دهخدا
میان دهان. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بازفت بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در 60هزارگزی باختر اردل با 129 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).
میان دهان. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بازفت بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در 60هزارگزی باختر اردل با 129 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10 ).
دهی است از دهستان بازفت بخش اردل شهرستان شهرکرد واقع در ۶٠ هزار گزی باختر اردل با ۱۲۹ تن سکنه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در برخی کودکان یک عیب زایشی دیده میشود به نام کامِ شکافته. در این حالت، بخشهای چپ و راست سختکام پیوستگی ندارند و این باعث پدید آمدن حفرهای میان دهان و مجرای بینی میشود.
💡 آن اژدهای اوکه دمش هست صد ذراع وان آدمی که رفته میان دهان او
💡 بزد بر میان دهان خنجرش جدا کرد از تن دو گوش و سرش