لغت نامه دهخدا
مورحوصله. [ ح َ ص َ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) که شکیبایی و بردباری مور را دارد. که حوصله موردارد. که مانند مور صبور و بردبار است:
با آنکه مورحوصله و دیوگوهرم
هم مرغ او شوم که سلیمان شناسمش.خاقانی.
مورحوصله. [ ح َ ص َ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) که شکیبایی و بردباری مور را دارد. که حوصله موردارد. که مانند مور صبور و بردبار است:
با آنکه مورحوصله و دیوگوهرم
هم مرغ او شوم که سلیمان شناسمش.خاقانی.