مهربخت
مترادفها
خوشبخت، سعادتمند، خوششانس
متضادها
بدبخت، نگونبخت
لغت نامه دهخدا
مهربخت. [ م ِ ب ُ ] ( ص مرکب ) آزادکرده مهر. نجات داده مهر.در بیت ذیل تعبیری است از شراب انگوری:
از آن ماه پرورده مهربخت
که از ماه تن دارد از مهر جان
چو بر کف گرفتیش گویی مگر
همی بر سخن بشکفد ارغوان.؟ ( از تاج المآثر ).
ویکی واژه
مهر+بخت
آزادکردهی مهر. نجاتدادهی مهر.
جمله سازی با مهربخت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او مردی بسیار مهربخت بود که در میان خانوادهای گرم و پر از محبت بزرگ شد و همیشه از نعمتهای الهی در زندگی خود بهرهمند بود.
💡 در آن دوران سخت و دشوار، او با داشتن دوستان وفادار و همراهانی مخلص، انسانی مهربخت محسوب میشد که هرگز در تنهایی رها نشده بود.
💡 اگر بتوانیم در این دنیای پر از آشوب، آرامش درونی و رضایت قلبی را پیدا کنیم، بدون شک میتوانیم زندگی مهربخت و سعادتمندانهای داشته باشیم.