منکوسه

لغت نامه دهخدا

( منکوسة ) منکوسة. [ م َ س َ ] ( ع ص ) تأنیث منکوس. || کمان که سر شاخ آن را پائین سازند و هو عیب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مراد از «ذورحم منکوسة»، در حدیث شریف مأبون است، لانقلاب شهوته الی دبره. ( ناظم الاطباء ).

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز