لغت نامه دهخدا
منکث. [ م َ ک َ ] ( اِخ ) قریه ای است از نواحی اسپیجاب و همچنین قریه ای است از قراء بخارا و هر دو قریه مذکور به ماوراءالنهر واقع است. ( معجم البلدان ).
منکث. [ م َ ک َ ] ( اِخ ) ناحیه ای است به یمن و دیوار آن بوسیله علی بن عواض ساخته شده است. ( ازمعجم البلدان ). شهرکی است خرد [ به عربستان از یمن ] دیوارهای وی از سنگ و کوهی عظیم از گرد وی و روستای وی برآید و از هر سوی که در وی روی کوه بباید بریدن و حدود این جای به حدود حضرموت پیوسته است. ( حدود العالم چ دانشگاه تهران ص 167 ). کلمه «کث » در آخر این نام و نیز از سنگ بودن دیوار وی و روستای وی بر خلاف سایر شهرهای عربستان و نزدیک بودن این شهر به حضرموت دلیل است که این شهر ساخته ایرانیان است و در زمان انوشیروان به دست «وهرز» دیلمی پس از شکست ابایکوم مسروق بن ابرهه ملک حبشه. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).