منهوس

لغت نامه دهخدا

منهوس. [ م َ ] ( ع ص ) مرد کم گوشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
- منهوس القدمین؛ کم گوشت کف پای. و منه فی صفته ( ص ): کان منهوس الکعبتین و یروی منهوس القدمین. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). مردی که پاهای وی کم گوشت باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به مدخل بعد شود.

فرهنگ فارسی

مرد کم گوشت کم گوشت کف پای

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
انسجام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز