کلمهی «منمغ» در فارسی به معنای شخصی با خلق و خوی آمیخته و متوازن است که ویژگیهای مختلف اخلاقی در او جمع شده باشد. این واژه در منابع قدیمی مانند منتهیالارب و ناظم الاطباء آمده است و علاوه بر توصیف شخصیت، به همنشینی و مصاحبت با دیگران نیز اشاره دارد. «منمغ» میتواند به کسی گفته شود که همدم و همراه خوبی برای دیگران است و ویژگیهای اخلاقی مثبت و متنوعی دارد. به عبارت دیگر، این واژه هم بار معنایی فردی (خلق آمیخته و متعادل) دارد و هم بار اجتماعی (همنشین و مصاحب). در ادبیات فارسی، «منمغ» به کسانی نسبت داده میشود که با دیگران سازگار و دوستانه برخورد میکنند و دارای خصلتهای اخلاقی متنوع هستند.
منمغ
لغت نامه دهخدا
منمغ. [ م ُ ن َم ْ م َ ] ( ع ص ) رجل منمغالخلق؛ مرد آمیخته خلق. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آمیخته. || همنشین. مصاحب. همدم. ( ناظم الاطباء ).