بریده شده
چیزی که از محل اصلیاش جدا شده، قطع شده یا با وسیلهای برنده آسیب دیده است. این ترکیب به حالتِ انجامشدهٔ «بریدن» اشاره دارد.
مترادفها
قطع شده، جدا شده
متضادها
سالم، پیوسته
جمله سازی با بریده شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در حین انجام یک عملیات جراحی بسیار پیچیده، بخشی از بافت آسیبدیده که به طور کامل بریده شده بود، توسط پزشک با دقت بسیار زیاد از بدن خارج گردید.
💡 او در حالی که با قیچی بزرگ سعی میکرد تکه پارچه بریده شده را از الگوی اصلی جدا کند، متوجه شد که لبهها بسیار نامنظم هستند.
💡 در جریان حادثه تصادف زنجیرهای، کابلهای برق اصلی به دلیل شدت ضربه بریده شده و باعث قطع شدن کامل جریان برق در تمام محله شد.