مندری تصویر معنی مندری لغت نامه دهخدا مندری ٔ. [ م ُ دَ رِءْ ] ( ع ص ) سیل پریشان و پراکنده شونده و دوررونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به اندراء شود. فرهنگ فارسی سیل پریشان و پراکنده شونده و دور رونده. کلمات مرتبط معترس شفتری متکوه مترمم تفراق منخنث