منجزا
مترادفها
انجامشده، محققشده
متضادها
معلق، ناتمام
لغت نامه دهخدا
( منجزاً ) منجزاً. [ م ُ ن َج ْ ج َ زَن ْ] ( ع ق ) قطعاً. حتماً. مسلماً. بلاتردید. بدون شک.
فرهنگ فارسی
قطعا. حتما
انجامشده، محققشده
معلق، ناتمام
( منجزاً ) منجزاً. [ م ُ ن َج ْ ج َ زَن ْ] ( ع ق ) قطعاً. حتماً. مسلماً. بلاتردید. بدون شک.
قطعا. حتما