منجحه

لغت نامه دهخدا

منجحه. [ م ُ ج ِ ح َ ] ( ع ص ) تأنیث منجح. نتیجه بخش. سودمند: و او را حرکات منجحه و اسفار مثمره بوده است در طلب علم. ( تاریخ بیهق ص 167 ).