منجب

لغت نامه دهخدا

منجب. [ م ِ ج َ ] ( ع اِ ) مشک پیراسته به پوست درخت یا به پوست تنه طلح. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به منجاب شود.
منجب. [ م ُ ج ِ] ( ع ص ) مرد گرامی فرزندآور. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مردی که فرزند گرامی آورد. ( ناظم الاطباء ). مردی که فرزندان نجیب آورد. ج، مناجب. ( از اقرب الموارد ).

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز