مناومه

لغت نامه دهخدا

( مناومة ) مناومة. [ م ُ وَ م َ ] ( ع مص ) با کسی به خواب نورد کردن و با کسی بخفتن. ( المصادر زوزنی ). نبرد کردن به خواب شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). نبرد کردن با هم در خواب شدن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).