مقیضه

لغت نامه دهخدا

( مقیضة ) مقیضة. [م َ ض َ ] ( ع ص ) بئر مقیضة؛ چاه بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بیضة مقیضة؛ تخم مرغ شکافته. ( از ذیل اقرب الموارد ).

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز