مقرطق

لغت نامه دهخدا

مقرطق. [ م ُ ق َ طَ ] ( ع ص ) قرطق پوشانیده. کرته پوشانیده. پیراهن پوشانیده:
هر که بدو بنگرد چه گوید گوید
ماه متوج شده ست و سرو مقرطق.منجیک.مانند به باغ بلبلان از گل
خوبان متوج و مقرطق را.قطران.و رجوع به قرطق و قرطقة و کرته شود.

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز