مقترفه
مترادفها
مرتکب شده، انجامیافته
لغت نامه دهخدا
( مقترفة ) مقترفة. [ م ُ ت َ رَ ف َ ] ( ع ص ) ابل مقترفة؛ شتر نویافته. شتر نو بدست آمده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مدخل قبل شود.
مرتکب شده، انجامیافته
( مقترفة ) مقترفة. [ م ُ ت َ رَ ف َ ] ( ع ص ) ابل مقترفة؛ شتر نویافته. شتر نو بدست آمده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مدخل قبل شود.