لغت نامه دهخدا
مقبلانه. [ م ُ ب ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) پذیرنده. قبول کننده. در حالت قبول: بر ممر او بر سر پشته ای بنشستم از دور نظر مقبلانه اوبه من افتاد. ( جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 185 ).
مقبلانه. [ م ُ ب ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) پذیرنده. قبول کننده. در حالت قبول: بر ممر او بر سر پشته ای بنشستم از دور نظر مقبلانه اوبه من افتاد. ( جهانگشای جوینی چ قزوینی ج 1 ص 185 ).