مقاسمت
مترادفها
تقسیم کردن، سهم کردن، بخش کردن
متضادها
تجمیع
لغت نامه دهخدا
مقاسمت. [ م ُ س َ / س ِم َ ] ( از ع، اِمص ) مقاسمة. و رجوع به مقاسمة شود. || تشخیص مقدار مالیات دیوان بوسیله تعیین سهم معینی از محصول. در ترجمه تاریخ قم آمده: اردشیربن بابک... اول کسی که خراج پدید کرد و سنت گردانید. عجم آن را مستعظم و مستکره شمردند و گفتند آنچه باقی ماند بر آنچه فانی خواهد شد وظیفه می گردانی و تعیین می نمایی، یعنی خراج را بر بدنهای فانیه وضع می کنی زیرا که مقاسمت عدل تر است. و اولیتر از خراج که بر وجه عدل بود، آن است که بعد از وضع مؤن و اخراجات و نفقات و تفکر نمودن در اسعار و نرخها و امن و خوف و قیمت کردن و فروآوردن به هر وقت و زمانی بر قدر ارتفاع خراج را وضع کنند و معین گردانند. ( ترجمه تاریخ قم ص 183 ). و رجوع به دو مدخل بعد شود.
مقاسمة. [ م ُ س َ م َ ] ( ع مص ) با کسی سوگند خوردن. ( المصادرزوزنی ). کسی را سوگند خوردن. ( تاج المصادر بیهقی ). از برای کسی سوگند خوردن. ( ترجمان القرآن ). سوگند کردن برای کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || کسی را سوگند دادن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || با کسی چیزی قسمت کردن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). چیزی را با کسی بخش کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || بهره و بخش خود را گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مدخل بعد شود.
جمله سازی با مقاسمت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در قراردادهای قدیمی، روشهای مختلفی برای مقاسمت اموال و داراییهای بهدستآمده از تجارت میان شرکای تجاری و بازرگانان در کشورهای مختلف وجود داشت.
💡 عدالت در مقاسمت سود حاصل از یک پروژه مشترک، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است تا از بروز هرگونه اختلاف و درگیری میان اعضای تیم جلوگیری شود.
💡 پس از پایان دوران مدیریت، او با دقت و وسواس بسیار زیادی شروع به مقاسمت داراییهای خود میان فرزندان و وارثان قانونیاش کرد.