مفائد
مترادفها
فواید، مزایا، سودها
متضادها
زیانها
لغت نامه دهخدا
مفائد. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ مِفاءَد، به معنی بابزن و آتشکاو. ( آنندراج ). ج ِ مفأد و مفأدة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به مفأد و مفأدة شود.
جمله سازی با مفائد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مطالعه مستمر و یادگیری مهارتهای جدید در طول دوران اشتغال، از جمله مهمترین مفائد برای رشد شغلی و ارتقای جایگاه اجتماعی در دنیای امروز است.
💡 در این قرارداد حقوقی پیچیده، تمامی مفائد و زیانهای حاصل از اجرای پروژهها به طور دقیق و شفاف برای هر دو طرف قید شده است.
💡 استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی، علاوه بر حفظ محیط زیست، دارای مفائد اقتصادی بسیار زیادی برای کاهش هزینههای انرژی در بلندمدت است.