مزائد
مترادفها
اضافیها، افزونهها
لغت نامه دهخدا
مزائد. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَزاده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به مزاده شود.
فرهنگ فارسی
مزاده
جمله سازی با مزائد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محاسبات مالی پایان سال، حسابدار موظف است تمام مبالغ و اموال مزائد که از بودجه اصلی باقی مانده است را به دقت گزارش نماید.
💡 مدیریت شرکت تصمیم گرفت تمام تجهیزات و ابزارهای مزائد که در انبار بلااستفاده مانده بودند، به قیمت مناسب به کارخانههای دیگر بفروشد.
💡 در قراردادهای رسمی خرید زمین، باید به دقت به تمامی حقوق و مزائد مربوط به اراضی و ساختمانهای موجود در ملک مورد نظر اشاره شود.