لغت نامه دهخدا
( مغوثة ) مغوثة.[ م َ ث َ ] ( ع مص ) فریادرسی و گویند استغاثنی فاغثته مغوثة. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ): اغاثه اغاثة و مغوثة؛ وی را اعانت و یاری کرد. ( از اقرب الموارد ).
( مغوثة ) مغوثة.[ م َ ث َ ] ( ع مص ) فریادرسی و گویند استغاثنی فاغثته مغوثة. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ): اغاثه اغاثة و مغوثة؛ وی را اعانت و یاری کرد. ( از اقرب الموارد ).