لغت نامه دهخدا
مغضور. [ م َ ] ( ع ص ) مرد مبارک یا فراخ زندگانی خوش عیش. گویند: بنو فلان مغضورون؛ یعنی بنو فلان در فراوانی و نیکویی هستند. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). مرد مبارک یا فراخ زندگانی. ج، مغضورون، مغاضیر. ( از اقرب الموارد ).
مغضور. [ م َ ] ( ع ص ) مرد مبارک یا فراخ زندگانی خوش عیش. گویند: بنو فلان مغضورون؛ یعنی بنو فلان در فراوانی و نیکویی هستند. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). مرد مبارک یا فراخ زندگانی. ج، مغضورون، مغاضیر. ( از اقرب الموارد ).
مرد مبارک یا فراخ زندگانی خوش عیش