معیه تصویر معنی معیه لغت نامه دهخدا معیه. [ م َ ] ( ع ص ) زرع معیه؛ کشت آفت رسیده. ( ناظم الاطباء ). فرهنگ فارسی زرع معیه کشت آفت رسیده کلمات مرتبط میروق معوه موف مأروق متقعفزه گزارش محتوای نامناسب