معکوکه

لغت نامه دهخدا

( معکوکة ) معکوکة. [ م َ ک َ ] ( ع ص ) ( از «ع ک ک » ) محبوسة. ( محیط المحیط ). ابل معکوکة؛ شتر بندکرده. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). شتر حبس کرده. ( از اقرب الموارد ).
معکوکة. [ م ُ ک َ ] ( ع اِمص ) ( از «م ع ک » ) فراوانی و بسیاری. معکوکةالمال؛ افزونی و بسیاری شتران. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ): معکوکة الماء؛ کثرت وفراوانی آب. ( از اقرب الموارد ) ( از محیط المحیط ).

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
پستو یعنی چه؟
پستو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز