معکود

لغت نامه دهخدا

معکود. [ م َ ] ( ع ص ) مقیم لازم گیرنده چیزی و جایی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دست دهنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ممکن. ( اقرب الموارد ). || مرد به زندان کرده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). محبوس. ( اقرب الموارد ). || طعام پیوسته و آماده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز