لغت نامه دهخدا
معصوم لاهوری. [ م َ م ِ ] ( اِخ ) بنقل تذکرة صبح گلشن فرزند قاضی ابوالمعالی است و مزارش زیارتگاه مردم لاهور. از اوست:
مرده حسرت برد آن دم که بری دست به تیغ
کاین عطا روزی آن است که جانی دارد.( از صبح گلشن ص 430 ).
معصوم لاهوری. [ م َ م ِ ] ( اِخ ) بنقل تذکرة صبح گلشن فرزند قاضی ابوالمعالی است و مزارش زیارتگاه مردم لاهور. از اوست:
مرده حسرت برد آن دم که بری دست به تیغ
کاین عطا روزی آن است که جانی دارد.( از صبح گلشن ص 430 ).
بنقل تذکره صبح گلشن فرزند قاضی ابوالمعالی است و مزارش زیارتگاه مردم لاهور.