مضغوط تصویر معنی مضغوط مترادفها فشرده متضادها منبسط، رها لغت نامه دهخدا مضغوط. [ م َ ] ( ع ص ) در اصطلاح نجوم، کوکبی در میان دو کوکب افتاده به هفت درجه و آن را محصور نیز خوانند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کلمات مرتبط مبتز مبزول مقطوف ربع مؤنث ربع مقبل متعذر ملتبس