لغت نامه دهخدا
مشیج. [ م َ ] ( ع ص ) ( از «م ش ج » ) آمیخته. ج، اَمشاج. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || آب مرد که با آب زن آمیخته گردد. ( از ذیل اقرب الموارد ) ( از دهار ). و رجوع به امشاج شود.
مشیج. [ م َ ] ( ع ص ) ( از «م ش ج » ) آمیخته. ج، اَمشاج. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). || آب مرد که با آب زن آمیخته گردد. ( از ذیل اقرب الموارد ) ( از دهار ). و رجوع به امشاج شود.