لغت نامه دهخدا
مشحن. [م ُ ح ِ ] ( ع ص ) پرکننده شهر به اسبان. || کودک که آماده گریستن شود. || در نیام کننده شمشیر و نیز برهنه کننده از آن، از لغات اضداد است. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
مشحن. [م ُ ح ِ ] ( ع ص ) پرکننده شهر به اسبان. || کودک که آماده گریستن شود. || در نیام کننده شمشیر و نیز برهنه کننده از آن، از لغات اضداد است. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).